4 / 33

طبیعت

ساختار طبيعي انسان و پورن، اولين دليلي است كه بخاطر آن افراد به تماشاي پورنوگرافي روي مي آورند. پورنوگرافي، براي اين كه بتواند كار خود را ادامه دهد، بر روي مكانيزم پاداش مغز سوار مي شود. اين مكانيز براي آن است كه بتوانيد توليد مثل كنيد و نسل خود را حفظ كنيد. از آنجايي كه پورن به صورت فوري در دسترس است باعث مي شود سطح دوپامين، بسيار بيشتر از حد طبيعي آن بالا نگه داشته شود. به اين موضوع از نظر علمي، اثر كوليج گفته مي شود كه شايد قبلا نيز نام آن را شنيده باشيد.

دوپامين انتقال دهنده ي عصبي اي است كه به حس خواستن مربوط مي شود. اين در حالي است ها به وجود مي آيد. در طبيعت هر كاري كهopioidكه حس لذت واقعي از طريق آزاد شدن هاي بيشتري شده و باعث مي شود تمايل بهopioidدوپامين بيشتري توليد كند باعث آزادي انجام اقداماتي داشته باشيم كه دوپامين بيشتري به ما مي دهند. بدون دوپامين اقداماتي مانند غذا خوردن، ديگر جذاب به نظر نمي رسند و تمايلي براي انجام آن نخواهيم داشت. غذا هاي قندي و پر چرب دوپامين بيشتري آزاد مي كنند.

دوپامين همچنين در برخورد با تنوع نيز آزاد مي شود. از آنجايي كه پورنوگرافي تنوع نا محدودي دارد، باعث جاري شدن سيل دوپامين در قسمت ليمبيك مغز مي شود. همان قسمتي كه مدار پاداش در آنجا قرار دارد. براي همين وقتي پورن تماشا مي كنيد دوپامين آزاد شده و در پي ها نيز آزاد مي شوند. سپس مغز اين روند را دريافت كرده و در پي انتشارopioidارگاسم آن را براي يادآوري آسان تر، به صورت يك قطعه كد درون خود ذخيره ميDeltaFosB كند. سپس در پي ديدن يك آگهي تبليغاتي جنسي، زمان تنهايي، استرس و يا حتي كمي احساس ناراحتي، اين قطعه كد ياد آوري شده و در پي عمل به آن، اين مسير در مغز هر بار روان و روان تر مي شود و هر بار عمل كردن به آن راحت تر مي شود.

در سيستم ليمبيك مغز روند خود تصحيح گري وجود دارد كه وقتي ميزان دوپامين بالاتر از حد معمول است گيرنده هاي دوپامين را كاهش مي دهد. متاسفانه ما براي رسيدگي به استرس ها و مسئوليت هاي روزانمان، به اين گيرنده ها نياز داريم و ديگر جايزه هاي طبيعي توسط اين گيرنده ها به طور ماثر جذب نمي شوند. و باعث مي شود احساس استرس و تحريك پذيري بيشتري نسبت به حالت عادي داشته باشيد. اين فرايند با عنوان حساسيت زدايي شناخته مي شود.

در اين چرخه شما از خط قرمز هاي خود عبور كرده ايد و در نتيجه احساساتي مانند گناه، انزجار، خجالب، اضطراب و ترس را نيز بر انگيخته ايد كه اين احساسات نيز باعث مي شوند سطح دوپامين مدت زمان بيشتري بالا بماند و مغز شرطي سازي شده، و اين احساسات را با بر انگيختگي جنسي اشتباه مي گيرد.

با گذشت زمان مغز نسبت به كليپ ها و ژانر هاي قديمي حساسيت زدايي مي شود و ديگر اين كليپ ها مطلوبيتشان را از دست مي دهند. در نتيجه شما به جست و جو براي بر انگيختگي بيشتر و رفع گرسنگي مغز ترغيب مي شويد. اينجاست كه به سراغ كليپ هايي مي رويد كه هرگز در نخستين بازديدتان، گمان نمي كرديد تمايلي به ديدنشان داشته باشيد.

اثر کولیج

حرمسرای بی نهایت شما

شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید شریک جدید

جرقه ی دوپامین

محرک فوق طبیعی

نمودار اثر کولیج در کتاب: فردی به تصویر شریک‌های جدید نگاه می‌کند و نمودار زیر آن افزایش‌های پیاپی دوپامین را نشان می‌دهد.

تعادل اين هورمون ها براي زندگي ما لازم هستند و در سختي ها و مشكلات زندگي انگيزه لازم براي حركت رو به جلو را برايمان فراهم مي كنند، اما آيا مغز يك معتاد مي تواند به اندازه ي مغز يك غير معتاد از اين هورمون ها بهره مند شود؟

سيل دوپامين مانند يك داروي سريع عمل مي كند ولي به سرعت مغز را ترك مي كند و در نبود مي شود. بسياري از افراد گمان مي كنند اين عوارض به۱دوپامين شخص دوچار عوارض ترك دليل آن است كه مجبور به ترك شده اند اما اين عوارض و درد ها در درجه ي اول ذهني هستند زيرا فرد تصور مي كند از نوعي لذت محروم شده است و در درجه دوم اين درد ها توسط خود پورن به وجود آمده اند.

، اين موضوع است كه به محض اين كه دوپامين مغز فرد را ترك۲منظور از درد ها يا عوارض ترك مي كند، مغز شروع به خواستن و هوس دوپامين مي كند. به محض كنارگيري، درد هايي در فرد شروع مي شود كه فقط با خود پورن تسكين پيدا مي كنند. در بقيه ي اعتياد ها هم اين روند وجود دارد. براي مثال فرد سيگاري، به محض اين كه نيكوتين بدنش را ترك مي كند، هوس سيگار مي كند و اكنون اين هوس را فقط خود سيگار مي تواند آرام كند. حال اگر فرد به داروي خود نرسد، مو هاي خود را از شدت عصبانيت مي كند.

هيولاي كوچك۱ .۴

به خاطر داشته باشيد وابستگي شيميايي به پورن، آنقدر خفيف است كه بسياري از معتادان به پورنوگرافي، بدون آن كه متوجه شوند آنان نيز معتاد هستند، زندگي كردند و از دنيا رفته اند. بسياري از افراد از اعتياد به مواد مخدر مي ترسند، ولي با تماشاي پورن دقيقا در چنين اعتيادي هستند. خوشبختانه اعتياد به پورن اعتياد آساني براي ترك كردن است. ولي قبل از آن لازم است

در واقع عوارض ترك ناشي از خروج و كمبود دوپامين در مغز است كه باعث احساس بي انگيزگي در فرد مي۱ .شود در اين كتاب به عنوان درد ها يا عوارض ترك يا درد هايwithdrawal pangsترجمه عبارت انگليسي۲ .كنارگيري آمده است

كه قبول كنيد كه واقعا معتاد هستيد. كناره گيري از پورن هيچ درد جسمي خاصي ايجاد نمي كند و صرفا نوعي احساس نبود يا از دست دادن چيزي را در فرد ايجاد مي كند. اين احساس در طولاني مدت تبديل به عصبانيت، احساس نا امني، بي قراري، اعتماد به نفس پايين و تحريك پذيري مي شود. مانند حس گرسنگي. البته براي نوعي سم.

در عرض چند ثانيه پس از رسيدن به پورن، دوپامين تامين مي شود و ولع غذا به پايان مي رسد، و در نتيجه احساس رضايت در ذهن و مغز فرد، ايجاد مي شود. در روزهاي اوليه، دردهاي كناره گيري و تسكين متعاقب آن به قدري خفيف است كه ما از آنها بي اطلاعيم. وقتي مصرف كننده هاي دائمي مي شويم، معتقديم به اين دليل است كه از آن لذت مي بريم، يا به اصطلاح عادت كرده ايم. حقيقت اين است كه ما از قبل گرفتار شده ايم، اما متوجه آن نيستيم. هيولاي كوچك در حال حاضر در مغز ما است، بنابراين هر چند وقت يك بار، مارا خبر مي كند تا به آن غذا بدهيم.

همه افراد به دلايل غيرمنطقي به سراغ پورن مي روند، يا شروع به دليل تراشي براي آن مي كنند.ولي تنها دليلي كه هر كس، به استفاده از پورن ادامه مي دهد، خواه معتاد تفنني باشد يا معتاد سنگين، اين است كه به آن هيولاي كوچك غذا دهد. كل ماجرا مجموعه اي از مجازات هاي بي رحمانه و گيج كننده است، اما شايد رقت انگيزترين جنبه، احساس لذتي است كه فرد از يك جلسه تماشاي پورن، دريافت مي كند و تلاش مي كند به آرامش و اعتماد به نفسي كه بدنش قبل از گرفتار شدن در تله داشت، بازگردد. همه ي هدف فرد معتاد غذا دادن به هيولاي كوچك درونش است. و بعد از هر بار غذا دادن، تازه به آرامش و ثباتي مي رسد كه غير معتاد ها هر دقيقه از زندگيشان، از آن لذت مي برند.

زنگ آزاردهنده۲ .۴

.تصور كنيد همسايه كناري شما مهماني گرفته است و صدايش باعث آزار و اذيت شما شده است حال فرض كنيد اين سر و صدا براي چند دقيقه قطع شود. مي توانيد احساس آرامشي كه در اين حالت بهتان دست مي دهد را تصور كنيد؟ اين آرامش واقعي نيست، بلكه پايان آزار و اذيت هاي آن صداست. اعتياد هم شبيه به اين مثال است. قبل از آن كه در تله گير بيفتيم ذهن و جسممان در سلامت و آرامش كامل است، ولي وقتي مغزمان را مجبور مي كنيم دوپامين پمپاژ كند، وقتي اين دوپامين مغزمان را ترك كرد دوچار درد هاي ترك مي شويم و از نبود دوپامين رنج مي بريم. اين درد، درد جسماني نيست فقط شبيه احساس نوعي نبود يا فقدان چيزي است. ما حتي از وجود آن آگاه نيستيم و فقط مانند شيري است كه در درون ما در حال چكه كردن است.

بخش منطقي ذهن ما متوجه اين چكه ها نمي شود البته نيازي هم ندارد كه متوجه شود . تنها چيزي كه ذهن منطقي ما مي فهمد، اين است كه اگر پورن تماشا كنيم و خود ارضايي كنيم اين حس از بين مي رود. هرچند اين حس در ابتدا توسط خود پورن به وجود آمده است و رضايت بعد از مصرف گذراست، دفعه ي بعد براي از بين بردن هوس، پورن بيشتري لازم است. به محض اين كه به ارگاسم مي رسيد وسوسه ها دوباره شروع مي شود و شما دوباره با خود فكر مي كنيد تنها راه خلاص شدن از شر وسوسه ها تماشاي پورن بيشتر است. اينگونه يك چرخه ي بازخورد دائمي تشكيل مي شود، تا زماني كه تصميم بگيريد از چرخه بيرون بياييد.

تله ي پورن مانند آن است كه كفش هاي تنگ بپوشيد، فقط براي اين كه از در آوردن آن لذت ببريد. سه دليل عمده وجود دارد كه چرا معتادان اين تله را، از اين زاويه نمي توانند مشاهده كنند:

از كودكي شست و شوي مغزي شديم كه پورنوگرافي اينترنتي، فقط نوعي پيشرفت ديگر.۱ در تكنولوژي است و قرار است جاي پورن هاي مصور قديمي تر را بگيرد. اين توهم با اين موضوع كه خود ارضايي ضرري ندارد يكي شده و به خورد ما داده شده است. در نتيجه چرا نبايد آن را باور مي كرديم؟

از آنجايي كه خروج دوپامين شامل هيچگونه درد فيزيكي خاصي نمي شود و صرفا حسي.۲ شبيه به گرسنگي و يا استرس هاي عادي را دارد كه به سختي از اين احساسات قابل تفكيك است، ما اين حس را معمولا زمان هايي تجربه مي كنيم كه تمايل داريم به سراغ پورن برويم، در نتيجه آن را عادي در نظر مي گيريم، در حالي كه كساني كه تا به حال پورن نديده اند اين حس را ندارند و اين حس توسط خود پورن به وجود آمده است.

با اين حال، دليل اصلي اي كه افراد نمي توانند پورن را از زاويه حقيقي آن مشاهده كنند.۳ اين است كه فرايند گير افتادن در تله، از عقب به جلو اتفاق مي افتد. چرا ؟ زيرا زمان هايي كه پورن نمي بينيد است كه از درد و عوارض كنارگيري رنج مي بريد. اين گونه است كه پورن شبيه به داروي درمان اين حس به نظر مي رسد نه مسبب آن. از سوي ديگر فرايند به دام افتادن در روز هاي ابتدايي، مبهم و تدريجي است در نتيجه فرد آن حس فقدان را عادي تلقي مي كند و تقصيرش را به گردن وعده ي قبلي تماشا ي پورن نمي اندازد. به محض اينكه مرورگر باز مي شود و شخص به پورن مي رسد، به آرامش مي رسد و حس دست پاچگي از بين مي رود. در نتيجه پورن اعتبار خودش را كسب مي كند.

اين فرايند از عقب به جلوي وابسته شدن است كه خلاصي از مواد اعتياد آور را دشوار مي كند. حالت خماري يك معتاد به هروئين را، وقتي به هروئين دسترسي ندارد تصور كنيد. حالا شادي اي را تصور كنيد كه وقتي بالاخره مي تواند سوزن را در رگ هايش فرو كند و به هروئين برسد. كساني كه معتاد هروئين نيستند از اين احساس، رنج نمي برند و اصلا به خاطرشان هم خطور نمي كند.

هروئين آن احساس وحشتناك را تسكين نمي دهد، بلكه خودش آن را ايجاد كرده است. به طور مشابه، كساني كه هرگز پورن نديده اند، احساس نياز و خلاء در هنگام نبود پورن را ندارند. و اگر پورن را از آنها بگيريد، دوچار وحشت زدگي نمي شوند. آنها حتي نمي توانند باور كنند كه معتادان، چطور از تصاوير دو بعدي اي كه صدايش هم قطع شده است لذت مي برند. هر چند خود معتادان هم نمي توانند باور كنند.

ما هميشه فكر مي كنيم پورن باعث آرامش و تسكين و رضايت مي شود. اما سوالي از شما دارم، چگونه مي شود راضي شد اگر اول ناراضي نباشيد؟ چگونه مي شود به آرامش دست يافت اگر اول نا آرام نباشيد؟ كساني كه به پورن اعتياد ندارند از اين نا آرامي ها رنج نمي برند. اگر بعد از يك روز كاري به پورنشان نرسند، ناراحت نمي شود. بلكه اين معتادان هستند كه اول بايد غذاي هيولاي كوچك خود را داده، سپس آن را بخوابانند تا بعد بتوانند به بقيه ي امورشان برسند.

لذت و عصا۳ .۴

يك مسئله ي بسيار مهم: اصلي ترين دليلي كه افراد، ترك كردن را دشوار مي دانند اين است كه احساس مي كنند قرار است لذت و يا عصايي، كمكي را از دست بدهند. لازم و ضروري است كه بدانيد هرگز چيزي را از دست نخواهيد داد. در واقع اصلا چيزي براي ترك وجود ندارد. حتي خود كلمه ي ترك غلط انداز است. بهترين راه براي درك اين موضوع مقايسه ي آن با نياز به غذا خوردن است. عادت خوردن غذا در وعده هاي منظم باعث مي شود ما در ميان اين وعده ها حس گرسنگي نداشته باشيم. ما تنها زماني از اين حس گرسنگي آگاه مي شويم كه وعده اي به تاخير بيفتد. در اين مورد هم درد جسماني اي وجود ندارد فقط نوعي حس نياز و خواستن است كه ما آن را به عنوان گرسنگي مي شناسيم. سپس روند ارضا كردن گرسنگيمان تجربه اي لذت بخش مي شود.

به نظر مي رسد پورنوگرافي هم مشابه اين مورد است، البته نه كاملا. مانند گرسنگي درد جسماني اي وجود ندارد و مدار پاداش مغز نيز به صورت مشابهي كار مي كند. ولي اين شباهت به غذا خوردن است كه باعث مي شود كاربران تصور كنند در پورن نوعي لذت و يا عصاي كمكي وجود دارد. با اين كه به نظر مي رسد غذا خوردن و پورن شبيه هم هستند ولي دقيقا مخالف هم هستند.

آيا خوردن عادت است؟ اگر اينطور فكر مي كنيد، سعي كنيد آن را كاملا ًبشكنيد! توصيف خوردن به عنوان عادت مانند توصيف تنفس به عنوان عادت است، هر دو براي بقا ضروري هستند. درست است كه مردم عادت دارند گرسنگي خود را در زمان هاي مختلف، با انواع مختلف غذا برطرف كنند، اما خود غذا خوردن عادت نيست. همينطور پورن هم عادت نيست، بلكه اعتياد است. تنها دليلي كه شخص مرورگر را باز مي كند، و به سراغ سايت پورن مورد علاقه خود مي رود، تلاش براي پايان دادن به احساس گرسنگي اي است كه پورن قبلي آن را به وجود آورده بود. و هر بار اين گرسنگي بيشتر شده و و نياز به ژانر هاي بيشتري پيدا مي كند.

در جوامع اينترنتي، پورن اغلب به عنوان يك عادت شناخته مي شود و براي راحتي، ما نيز در روش آسان، از واژه ي عادت استفاده مي كنيم. با اين حال، يادتان باشد كه پورن عادت نيست، بلكه اعتياد است. وقتي شروع به استفاده از پورن مي كنيم، بايد خودمان را مجبور كنيم تا با آن كنار بياييم. قبل از اينكه متوجه شويم، در حال حركت به سمت پورن هاي عجيب و غريب تر و تكان دهنده تر هستيم. در اين روند شخص به نوعي جست و جو گري دچار مي شود، و واقعا تمايلي به تماشاي پورن ها ندارد. تلاش شخص در اين است كه سطح دوپامين را بالا نگه دارد، و اين حقيقت است كه توضيح مي دهد چرا شخص، ارگاسم را به تاخير مي اندازد و تنوع را بيشتر مي كند، زيرا با اين كار سطح دوپامين مدت بيشتري بالا مي ماند.

رد شدن از خط قرمز۴ .۴

مانند هر اعتياد ديگري در اعتياد به پورنوگرافي نيز بدن، در برابر تاثير كليپ هاي پيش تر ديده شده مقاومت پيدا مي كند. مغزمان حالا دنبال چيز بيشتر و متفاوت تري مي گردد. تماشاي همان كليپ قبلي ديگر درد هاي كنارگيري اي كه پورن قبلي ايجاد كرده بود را تسكين نمي دهد. در اين نقطه است كه در ذهن فرد جنگي براي رفتن به سمت كليپ هاي جديد تر، شكل مي گيرد. از طرفي مي خواهيد در پشت خط قرمز و در محدوده ي امن خود بمانيد و از سوي ديگر مغزتان چيز بيشتري مي خواهد.

شايد بعد از رسيدن به پورن مورد نظر حس بهتري پيدا كنيد ولي، همچنان از كسي كه اصلا از ابتدا شروع نكرده كرده است عصبي تر هستيد و آرامش كمتري داريد. هر چند در نظرتان اينطور باشد كه در بهشت پورن زندگي مي كنيد. اين موقعيت حتي از پوشيدن كفش هاي تنگ نيز احمقانه تر است، زيرا همان طور كه اين روند را به پيش مي بريد، هر بار درد و ناراحتي بيشتري بعد از در آوردن كفش ها باقي مي ماند. تنها چيزي كه فرد متوجه مي شود، اين است كه هيولاي كوچك بايد غذا داده شود. تمام هدف آنها از پورن ديدن فقط غذا دادن به هيولاي كوچك درونشان است، ولي خود افراد تصميم مي گيرند در موقعيت ها و مناسبت هاي مختلفي اين كار را انجام دهند. اين موقعيت ها به چهار گروه تقسيم مي شوند. سر رفتن حوصله، تمركز، دو هدف كاملا مخالف هم. و استرس و آرامش، دو موقعيت كاملا متفاوت.

كدام داروي جادويي اي مي تواند دقيقا معكوس اثري كه دقايقي قبل داشت را داشته باشد؟ واقعيت امر اين است كه پورن نه سر رفتن حوصله و استرس را تسكين مي دهد و نه باعث آرامش يا تمركز مي شود. افراد تمايل دارند براي موقعيت هاي مختلف مصرف پورن را توجيح كنند ولي در واقعيت پورن باعث كمك به هيچ يك از اين موقعيت ها نمي شود. اگر در فكر آن هستيد كه منظور از پورن دقيقا چيست و آيا مي توان به سراغ پورن هاي واقعي تر يا پورن به اصطلاح امن رفت؟ بايد بگويم كه محتواي اين كتاب همه ي انواع پورنوگرافي، اعم از ويدئو، عكس، چت و ... را در بر مي گيرد. اين فهرست شامل تمام محرك هاي غير طبيعي و فرا طبيعي مي شود و مي تواند حتي يك داستان نوشته شده باشد. بدن ما پيچيده ترين چيزي است كه بر روي كره ي زمين وجود دارد حتي كوچك ترين آميب ها و يا كرم ها مي توانند فرق بين غذا و سم را تشخيص دهند و شما هم خودتان مي دانيد چه چيز هايي برايتان حكم سم را دارد.

ذهن و بدن ما، مجهز به تكنيك هايي است كه از طريق آن ها، ما را به صورت طبيعي به سمت تكثير بيشتر و حفظ نسل، سوق دهد. مغز ما براي محرك هاي فوق طبيعي كه بزرگتر، درخشان تر و تحريك كننده تر هستند، آماده نشده است. حتي يك تصوير بي صدا دو بعدي نيز مي تواند باعث تحريك ما شود، ولي به همان تصوير چندين دفعه نگاه كنيد و ببينيد كه تاثيرش را از دست مي دهد. اين مكانيزم ها در حالت طبيعي، باعث مي شوند به دنبال خلاقيت و انجام كار هاي جديد برويم، ولي در پونوگرافي اينترنتي هيچ محدوديتي وجود ندارد، و مي توانيد كل زندگي خود را در آنجا بگذرانيد.

لذت بردن از پورن نيز فقط يك توهم ديگر است. در كل فرايند كاربر فقط از ويدئو اي به ويدئو ديگر و از ژانري به ژانر ديگر مي پرد تا نيازش را به دوپامين بر طرف كند. مانند يك معتاد به هروئين كه از تنها چيزي كه لذت مي برد اين است كه درد هاي اعتيادش را، با خود هروئين تسكين دهد.

حس شعف از رقص در اطراف خط قرمز۵ .۴

شخص، حتي اگر روي يكي از كليپ ها هم درنگ كند، دائما به خود مي آموزد كه قسمت هاي زشت آن كليپ را فيلتر كند و به سراغ قسمت هاي بهتر آن مي رود. حتي اگر كليپ تك نفره باشد، مستقيم به سراغ قسمت هايي مي روند كه بيشتر باب ميلش است. افراد با اين كارشان سعي دارند به خودشان نشان دهند كه فقط به آن چيز هاي خاص علاقه دارند، و يا اين كه به محرك فوق طبيعي اي معتاد نشده اند. ولي از يكي از آنها بپرسيد اگر آن چيز دلبخواه خودشان را پيدا نكنند، آيا اين كار را كنار مي گذارند؟ آيا دست از خودارضايي با كليپ هاي ديگر مي كشند؟

هرگز اين اتفاق نخواهد افتاد. يك معتاد حاضر است با هر چيزي خودارضايي كند. ژانر هاي تشديد شده و مختلف، تمايلات جنسي مختلف، و چيز هاي ديگري از اين دست. فرد به هر نحوي فقط مي خواهد به هيولاي كوچك خود غذا بدهد، نوع غذا مهم نيست. همه ي اين ژانر ها در ابتدا احساس افتضاحي دارند ولي با صرف زمان براي آنها، فرد ياد مي گيرد كه از آنها لذت ببرد.

لذت هيچ ربطي به پورنوگرافي اينترنتي ندارد. اگر نياز جنسي وجود دارد، هيچ توجيه منطقي ندارد كه وقت خود را با لپ تاپتان صرف كنيد. برخي افراد ممكن است اين حقيقت را كه آنها نيز معتاد محسوب مي شوند، سخت و آزار دهنده بدانند. اگر به آنها بگوييد آنها نيز معتاد محسوب مي شوند شايد باعث ترسشان شود. و شايد اين موضوع باعث شود احساس كنند ترك كردن برايشان دشوار است. ولي در واقع به دو دليل اين خبر خوبي است:

  • با اين كه افراد مي دانند كه معايب پورن به شدت بر مزاياي آن مي چربد، دليل اين كه به تماشاي آن ادامه مي دهند اين است كه احساس مي كنند چيزي لذت بخش در آن وجود دارد و اين كه نوعي پشتيباني و حمايت در آن است. و تحت اين توهم هستيم كه بعد از ترك، قرار است خلائي در زندگيمان وجود داشته باشد. يا اين كه قرار است برخي رويداد ها هرگز به لذت بخشي قبل نباشند. اما در حقيقت، پورن نه تنها چيزي براي عرضه ندارد بلكه فقط باعث ضرر و زيان شخص مي شود.

پس چرا براي بسياري از معتادان، ترك آن بسيار دشوار است؟ براي ترك آن، ماه ها شكنجه را پشت سر مي گذارند و بقيه عمر خود را در زمان هاي خالي به دنبال آن مي گردند؟ پاسخ دليل دوم، شستشوي مغزي است. كنار آمدن با اعتياد به انتقال دهنده هاي عصبي آسان است. اكثر كاربران براي روزها بدون پورن آنلاين به سفرهاي كاري يا مسافرت مي روند، بدون اينكه تحت تأثير دردها و عوارض ترك قرار بگيرند. هيولاي كوچك آنها با اين آگاهي كه در اولين فرصت ممكن به او غذا داده خواهد شد، آرام است. وقتي مي دانيد داروي شما سر جايش است، مي توانيد مشتري هاي بد اخلاق و مدير سخت گيرتان را تحمل كنيد و در اين حين، هيولاي كوچك فعاليت خاصي نمي كند. دليل آن در مثال بعدي شرح داده خواهد شد.

تصور كنيد شخص در حال ترك نيست و به يك سفر كاري مي رود، در اين حالت به ندرت ممكن است هوس پورن كند. ولي حالا همين شخص را تصور كنيد كه در حال ترك است و به همان سفر مي رود. اكنون ممكن است هيولاي كوچك، اين سفر را براي فرد تبديل به عذاب كند. اين در واقع همان شست و شوي مغزي فرد است كه ترك را براي او دشوار مي كند، وگرنه ترك به روش آسان به همان اندازه كه پورن نديدن در سفر آسان است، آسان خواهد بود.

شباهت به سيگاري ها۶ .۴

يك مثال خوب براي اين كه متوجه شويم كنار آمدن با عوارض جسمي اعتياد آنقدر ها هم سخت نيست مثال سيگاري هاست. سيگاري ها اگر ده ساعت از روز را بدون سيگار بمانند، از شدت ديوانگي مو هاي خود را خواهند كند. اما بسياري از سيگاري ها وقتي ماشين جديد مي خرند از كشيدن سيگار در آن خودداري مي كنند. خيلي از آنها به تئاتر ها، سوپرماركت ها، كليسا ها و ... مي روند و اين كه نمي توانند در اين مكان ها سيگار بكشند، برايشان مشكلي ايجاد نمي كند. و حتي در قطار ها يا هواپيما هايي كه چندين ساعت پرواز دارند، هيچ شورشي در كار نيست. حتي سيگاري ها اين موقعيت هارا دوست دارند زيرا توفيق اجباري اي مي شود كه براي چند ساعت از شر سيگار خلاص شوند.

براي معتادان به پورنوگرافي هم موضوع مشابه است. آنها با مقداري ناراحتي جزئي در مهماني هاي خانوادگي و يا مناسبت هاي ديگر شركت مي كنند و مشكلي ندارند و خيلي از آنها در هنگام سفر نيازي به پورن احساس نمي كنند. در واقع حتي بيشتر معتادان تجربه ي اين را دارند كه زمان هاي طولاني تري را نيز بدون هيچگونه ناراحتي و يا استفاده از اراده، موفق به پرهيز شده اند. حتي زماني كه هنوز معتاد هستيد، قسمت مغزي و جسمي اعتياد قسمتي است كه راحت مي شود با آن كنار آمد. ميليون ها معتاد وجود دارند كه در تمام طول زندگي خود معتادان تفنني باقي مي مانند و به اندازه يك معتادان سنگين معتاد محسوب مي شوند. حتي كاربران سنگيني وجود دارند كه اين اعتياد را ترك كرده اند، اما گهگاهي به آن بر مي گردند.

همانطور كه قبلا نيز گفته شد خود اعتياد به پورن )قمست جسمي آن( مشكل اصلي نيست و صرفا به عنوان يك كاتاليزور عمل مي كند و ذهن مارا سردرگم مي كند تا متوجه مشكل اصلي نشويم :شست و شو مغزي.البته گمان نكنيد در مضرات پورنوگرافي اينترنتي اغراق شده است، هر چند متاسفانه بسيار كم درباره ي آن صحبت مي شود. گاهي اوقات شايعاتي گفته مي شود مبني بر اين كه مسير هاي عصبي ساخته شده توسط پورن براي هميشه وجود خواهند داشت و در موقعيت مناسب شما را پيدا كرده و دوباره گرفتارتان مي كنند. ولي اين چيز ها حقيقت ندارد. بدن و ذهن ما ماشين هاي بسيار شگفت انگيزي هستند و در طول چند هفته بهبود مي يابند.

هيچ وقت براي ترك دير نيست! تنها كافي است در اينترنت جست و جو كنيد تا ببينيد، گروه هاي آنلاين زيادي هستند كه از تمامي سنين موفق شده اند خود يا شريكشان را از دام پورن نجات دهند. مانند هر كاري كه انسان ها انجام مي دهند، برخي آن را به سطح بعدي مي برند، مانند تمرين احتباس مايع مني، يا چيز هاي ديگر.

اين موضوع ممكن است براي كاربران مادام العمر و سنگين تسلي باشد كه ترك كردن براي آنها به همان اندازه كه براي كاربران معمولي آسان است، آسان خواهد بود و به طرزي عجيب، حتي آسانتر نيز خواهد بود. هر چه بيشتر به درون جهنم كشيده شده باشيد، خروج از آن برايتان لذت بخش تر جلوه مي كند. خودم شخصا وقتي ترك كردم، مستقيما ًبه حالت عادي رسيدم و و حتي يكي از درد هاي ترك را هم نداشتم. در واقع، اين فرآيند حتي در طول دوره ترك برايم لذت بخش نيز بود.

ولي قبل از هر چيزي نياز است كه شست و شو هاي مغزي را از بين ببريم.