11 / 33

روش استفاده از اراده برای ترک

اين كه ترك پورن كار دشواري است حقيقتي است كه توسط جامعه پذيرفته شده است. كتاب ها و سايت هايي كه براي ترك به شما آموزش مي دهند، معمولا اين گونه شروع مي كنند كه اين كار قرار است سخت و طاقت فرسا باشد. حقيقت اين است كه اين كار به طرز مسخره اي آسان است. البته قابل فهم است كه اين مطلب برايتان سوال بر انگيز باشد ولي لحظه اي آن را در نظر بگيريد. اگر هدف شما دويدن يك مايل در چهار دقيقه است، اين كار دشواري است و بايد سال ها تمرينات سختي را پشت سر بگذاريد و حتي در اين صورت احتمالا ًاز نظر جسمي نتواند اين كار را انجام دهيد.

با اين حال، تنها كاري كه نياز است انجام دهيد اين است كه ديگر هرگز پورن تماشا نكنيد. هيچ كس شما را مجبور به خودارضايي با آن نكرده است و بر خلاف آب و غذا براي زنده ماندن نيز نيازي به آن نيست در نتيجه اگر مي خواهيد اين رفتار را متوقف كنيد، چرا بايد سخت باشد؟ در حقيقت اين خود فرد است كه موضوع را براي خودش سخت مي كند، زيرا از اراده يا هر روش ديگري كه استفاده مي كند باعث مي شود شخص احساس كند در حال فدا كردن چيزي است، يا چيزي را از دست مي دهد. بياييد نگاهي به اين روش ها بندازيم.

ما تصميم نمي گيريم كه معتاد شويم، در ابتدا فقط مجلات يا وب سايت هاي پورن را آزمايش مي كنيم و چون افتضاح هستند )درست است، افتضاح(، جدا از كليپ مورد نظرمان، متقاعد شده ايم كه هر زمان كه بخواهيم مي توانيم ترك كنم. در ابتدا آن چند كليپ اول را زماني كه بخواهيم و در مناسبت هاي خاص مي بينيم. قبل از اينكه متوجه شويم، نه تنها به طور منظم از آن سايت ها بازديد مي كنيم و زماني كه بخواهيم خودارضايي مي كنيم، بلكه پس از آن تبديل به كار روزانمان مي شود. پورن به بخشي از زندگي ما تبديل مي شود و بعد از آن هر كجا كه مي رويم به اتصال اينترنت نياز داريم. سپس باور مي كنيم كه استحقاق پورن را داريم و به آن نياز داريم. سپس همان كليپ و بازيگران، ديگر همان ميزان برانگيختگي را برايمان فراهم نمي كنند و ما شروع به رد شدن از خط قرمز مي كنيم و به سمت چيز هاي شوك انگيز تر مي رويم. در واقع، خودارضايي و پورن اينترنتي نه زندگي جنسي ما را بهبود مي بخشد و نه استرس را كاهش مي دهند، فقط به اين دليل كه معتادان معتقدند بدون آن نمي توانند از زندگي لذت ببرند يا نمي شود استرس را بدون ارگاسم كنترل كرد، به سمت آن مي روند.

عموما ًزمان زيادي طول مي كشد تا متوجه شويم كه ما به اين دليل در تله گير افتاده ايم كه از اين توهم رنج مي بريم كه چون افراد از پورن لذت مي برند، پورن تماشا مي كنند نه به اين خاطر كه به آن وابسته شده اند و نمي توانند آن را كنار بگذارند. وقتي از پورنلذت نمي بريم، كاري كه هرگز نمي توانيم انجام دهيم، مگر اينكه تازگي، شوك يا تشديد اضافه شود، در اين توهم هستيم كه هر زمان مي توانيم آن را ترك كنيم. اين يك تله اعتماد به نفس است،من از پورن لذت نمي برم، بنابراين مي توانم هر زمان كه بخواهم ترك كنم. تنها مشكلي كه هست اين است كه به نظر مي رسد كه هرگزنمي خواهيدترك كنيد.

معمولا ًتا زماني كه واقعا ًسعي نمي كنيم ترك كنيم، متوجه وجود مشكل نمي شويم، اولين تلاش ها عموما ًزود انجام مي شوند. بعد از شروع رابطه با شخصي ديگر و متوجه شدن اين موضوع كه افراد عادي ديگر مطلوبيت سابق را ندارند يا يكي ديگر از دلايل رايج، اين است كه توجه به اثرات سلامتي موجود در زندگي روزمره فرد را به فكر ترك مي اندازد.

صرف نظر از دليل ترك، كاربر هميشه منتظر يك موقعيت استرس زا، چه سلامتي يا رابطه جنسي است. به محض توقف، هيولاي كوچك شروع به گرسنه شدن مي كند. سپس كاربر چيزي مي خواهد كه دوپامين خود را تامين كند، مانند سيگار، الكل، چيز مورد علاقه ي خود: پورنوگرافي. در حالي كه حرمسراي او تنها يك كليك با او فاصله دارد. منبع پورن ديگر در زيرزمين نيست، مجازي است و از هر جايي قابل دسترسي است. اگر شريك زندگي آنها در كنارشان باشد يا با دوستانشان باشند، ديگر به حرمسراي مجازي خود دسترسي ندارند و اين باعث ناراحتي آنها مي شود.

اگر فرد معتاد درباره ي مضرات علمي اي كه براي پورنوگرافي در نظر گرفته شده است بداند يا در گروه هاي آنلاين درباره ي آنها شنيده باشد اين موضوع باعث مي شود كه در درون ذهنشان جنگي به پا شود و احساس محروم شدن به آنها دست مي دهد. اكنون راهي كه قبلا براي مديريت استرس خود استفاده مي كردند در دسترس نيست و رنجشان را دو چندان مي كند. نتيجه ي احتمالي از يك دوره شكنجه با روش ارادي معمولا سازش با اعتيادشان است.مصرف را كم خواهم كرد يازمان اشتباهي را براي ترك انتخاب كردمو يا شايد بايد تا زماني كه استرسي در زندگي ام نباشد، صبر كنم. هرچند وقتي استرسي در كار نباشد ديگر فرد تمايلي به ترك ندارد و تا زمان پر استرس بعدي تصميم به ترك نخواهد گرفت.

البته اينگونه زماني هيچ وقت فرا نخواهد رسيد زيرا زندگي براي بسياري از افراد پر استرس تر مي شود. آنها مجبورند حمايت والدينشان را ترك كنند و وارد دنيايي شوند كه بايد در آن خانه و خانواده ي خود را تشكيل دهند. فرزندانشان را پرورش دهند و شغل هايي با مسئوليت بيشتر در اختيار بگيرند. صرف نظر از اين مسائل، زندگي فرد معتاد نمي تواند كم استرس تر شود زيرا در واقع اين خود پورن است كه بسياري از اين استرس هارا ايجاد كرده است. فرد هرچه بيشتر در اين اعتياد پيش برود پريشان تر و مضطرب تر شده و اين توهم كه پورن داروي اوست بيشتر و بزرگ تر مي شود.

البته اين مورد كه زندگي پر استرس تر مي شود هم نوعي توهم است و پورن يا هر ماده ي اعتياد آور ديگري آن را به وجود آورده است. در اين مورد به صورت مفصل تر بحث خواهد شد. ولي بعد از چندين بار شكست خوردن، فرد معتاد به اين احتمال تكيه مي كند كه شايد روزي از خواب بيدار شود و ديگر نخواهد پورن ببيند يا خودارضايي كند. اين اميد معمولا توسط معتادان سابقي كه داستانشان را تعريف مي كنند به وجود مي آيد: من تصميم جدي اي براي ترك نداشتم تا اين كه نا گهان فلان مشكل سلامتي برايم پيش آمد يا فلان جمله ي انگيزشي را خواندم و از فرداي آن روز ديگر پورن مصرف نكردم.

خودتان را دست نيندازيد. داستان هاي اين چنيني را بيشتر كاوش كنيد و متوجه خواهيد شد به اين سادگي ها كه به نظر مي آيد نبوده است. معمولا اين افراد از قبل خود را براي ترك آماده كرده بودند و از آن حادثه كه در زندگيشان پيش آمده بوده به عنوان تخته ي پرش استفاده كرده اند. و معمولا افرادي كه اينگونه ترك كرده اند از نوعي شكه شدن رنج برده اند. شايد يك كشف توسط شريك زندگي آنها، و يا اختلال عملكرد جنسي، باعث اين شوك و ترسشان شده است. بياييد با حقيقت رو به رو شويم. اين اتفاق نخواهد افتاد مگر اين كه شما خودتان تصميم نهايي را بگيريد و با اين مشكل رو به رو شويد.

بياييد با جزئيات بيشتر ببينيم كه چرا استفاده از روش ارادي انقدر سخت است. براي بيشتر زندگيمان سر خود را در شن ها فرو كرده بوده ايم و هر بار با خود مي گفتيمفردا ترك خواهم كرد. در زمان هاي خاصي چيزي باعث تحريك ما براي ترك مي شود. اين مي تواند نگراني هاي درباره ي سلامت يا مردانگيمان باشد و يا اين كه در جايي متوجه مي شويم واقعا از آن هيچ لذتي نمي بريم. دليل هرچه كه باشد شروع مي كنيم مزايا و معايب پورن را با هم مقايسه مي كنيم. ارزابي منطقي ما در نهايت چيزي است كه در تمام مدت زندگي مان آن را مي دانستيم :هرچه زود تر ترك كن.

اگر بنشينيد و به مزاياي ترك امتياز دهيد و آنها را با مزاياي پورن مقايسه كنيد، مجموع امتيازات براي ترك، بسيار بيشتر از معايب آن خواهد بود. اگر از شرط بندي پاسكال استفاده مي كنيد، با كنار گذاشتن، تقريبا ًچيزي از دست نمي دهيد، ولي با شانس بالايي چيز هاي بسيار خوبي به دست خواهيد آورد. اگرچه معتاد مي داند كه به عنوان يك غيرمعتاد وضعيت بهتري خواهد داشت، اما اين باور كه با ترك كردن دارد چيزي را قرباني مي كند يا از دست مي دهد، او را نااميد مي كند. اين موضوع اگرچه يك توهم است، اما قدرتمند است. آن ها نمي دانند چرا، اما معتاد اين باور را دارد كه در روز هاي خوب و بد زندگي، پورن ديدن به نظر كمك كننده مي آيد. حتي قبل از شروع تلاش براي ترك، شستشوي مغزي اجتماعي اي وجود دارد كه توسط شستشوي مغزي ناشي از اعتياد خودشان نيز بيشتر تقويت مي شود، سپس با شستشوي مغزي قوي تر دربارهدشواري ترك كردنتركيب مي شود.

شنيدن داستان كساني كه براي ماه ها است ترك كرده اند ولي هنوز هوس فقط يك پورن ديگر را دارند، و گزارش هايي از ترك كنندگان ناراضي، كه بعد از ترك در حال آه و ناله هستند. يا داستان افرادي كه براي ماه ها يا سال ها ترك مي كنند، زندگي شادي دارند تا اين كه فقط يك نگاه به پورن دارند و ناگهان دوباره درگير مي شوند. آنها احتمالا ًچندين مورد را در مراحل پيشرفته اين اعتياد مي شناسند، به وضوح خود را از بين مي برند و به وضوح از زندگي هيچ لذت نمي برند، اما همچنان به استفاده از آن ادامه مي دهند. علاوه بر اين، آنها احتمالا ًخودشان يك يا چند مورد از اين داستان ها را تجربه كرده اند.

بنابراين به جاي شروع با اين احساس كه: عالي است! ديگر نيازي به تماشاي پورن ندارم! در عوض با احساس غم و اندوه شروع مي كنند انگار مي خواهند از كوه اورست، بالا بروند. و به اشتباه فكر مي كنند وقتي هيولاي كوچك در شما به وجود آمد، ديگر يك معتاد محسوب مي شويد، و براي همه ي عمر نيز يك معتاد باقي خواهيد ماند. بسياري از افراد، تلاش خود را با عذرخواهي از دوست دختر يا همسر خود شروع مي كنند: ببين، دارم سعي مي كنم پورنوگرافي را ترك كنم. احتمالا ًتا چند هفته آينده عصباني خواهم بود، سعي كنيد مرا تحمل كنيد. اكثر اين تلاش ها قبل از شروع محكوم به شكست هستند.

تصور كنيد فردي بتوانيد چند روزي را با روش ارادي دوام بياورد و بدون ديدن پورن، سر كند. اكنون ممكن است مشكلي كه به خاطر آن تصميم به ترك داشته اند از بين برود، براي مثال اگر بخاطر اختلال نعوظ مجبور به ترك شده بودند اكنون اين مشكل بر طرف شده است. اكنون فرد، ديگر دليلي براي ترك نمي بيند و در اولين فرصت دوباره به سراغ عادت قبلي خود مي رود. فرض كنيد ديدن يك تصادف جاده اي براي مدتي سرعت شمارا كم كند، اما دفعه ي بعد كه دير به قرار ملاقات برسيد، دوباره پاي خود را روي پدال گاز مي كوبيد.

در طرف ديگر جنگ، هيولاي كوچكي است كه هنوز به غذا خود نرسيده است. هيچ درد جسمي وجود ندارد، اگر به دليل سرماخوردگي، همين حس هيولاي كوچك را پيدا مي كرديد نه تنها از كار خود دست نمي كشيديد و افسرده نمي شديد، بلكه حتي به آن مي خنديديد. ولي تنها چيزي كه هيولاي كوچك مي خواهد اين است كه به پورن خود برسد. هيولاي كوچك اين را مي داند، و به سراغ هيولاي بزرگ، يا همان شست و شو هاي مغزي مي رود، و باعث مي شود همان فردي كه چند ساعت يا چند روز قبل دلايل ترك را براي خودش فهرست كرده بود و تصميم به ترك داشت، اكنون نااميدانه به دنبال هر بهانه اي براي شروع دوباره باشد. نهايتا ممكن است به بهانه هاي زير روي بياورند:

در اين مرحله است كه معمولا، فرد معتاد بالاخره تسليم مي شود. مرورگر خود را باز مي كند، و بيش از پيش گيج مي شود. از يك طرف پايان دادن به ولع، و جنگ ذهني برايش تسكين فوق العاده اي دارد، زيرا هيولاي كوچك بالاخره به غذا ي خود رسيده است. از طرف ديگر، كل اين فرايند حس افتضاحي دارد و فرد معتاد نمي تواند بفهمد كه واقعا چرا اين كار را انجام مي دهد. به همين دليل است كه فرد فكر مي كند فاقد اراده است و بايد اراده اش را افزايش دهد.ولي در اينجا موضوع نبود اراده نيست، اتفاقا آنها در اين حالت نيز به اطلاعات نگاه كرده اند و از نظر خودشان تصميمي كاملا منطقي گرفته اند.

اگر قرار است آدم بدبخت باشد، ثروتمند بودن يا سلامت بودن چه فايده اي دارد؟-

مطلقا هيچ فايده اي! داشتن يك زندگي لذت بخش كوتاه، بهتر از زندگي طولاني همراه با بدبختي است. خوشبختانه، غير معتاد ها اينگونه فكر نمي كنند، زيرا در اصل، زندگي بدون اعتياد، بي نهايت لذت بخش تر است. بدبختي اي كه فرد معتاد متحمل مي شود به دليل عوارض ترك نيست، اگرچه در ابتدا توسط آنها ايجاد مي شود، عذاب واقعي، جنگ ذهني ناشي از شك و عدم اطمينان است. از آنجايي كه كاربر با احساس فداكاري شروع مي كند، سپس احساس محروميت مي كند، كه اين خودش نوعي استرس است.

يكي از اين زمان هاي استرس زا زماني است كه مغزشان به آن ها مي گويد: فقط يك نگاه كوچك! اما چون ترك كرده اند، نمي توانند و اين باعث مي شود افسرده تر شوند و با خود كلنجار بروند. يكي ديگر از دلايلي كه ترك كردن را سخت تر نيز مي كند اين است كه اين افراد، انتظار دارند اتفاق خاصي در زندگيشان بيفتد. اگر هدف شما قبولي در آزمون رانندگي باشد، به محض شركت در آزمون، يا قبول مي شويد و يا نمي شويد، پس يا به هدف خود مي رسيد و يا نمي رسيد و جواب كاملا واضح و مشخص است. اما در روش استفاده از اراده، داستان از اين قرار است: اگر بتوانم به اندازه كافي بدون پورنوگرافي دوام بياورم، در نهايت تمايل براي تماشاي آن نيز از بين خواهد رفت. در انجمن هاي آنلاين در عمل دارد همين اتفاق مي افتد. كه در آن معتادان روز هاي پاكي خود را مي شمارند و برايشان مهم است.

همانطور كه در بالا گفته شد، عذابي كه فرد معتاد متحمل مي شود در اصل رواني است و ناشي از عدم اطمينان است. درست است كه هيچ درد فيزيكي اي وجود ندارد، اما هنوز هم اين غذاب، تاثيرات قدرتمندي روي فرد دارد. فرد احساس نا امني و بدبختي مي كند، كاربر. اكنون نه تنها اين موضوع را فراموش نمي كند، بلكه ذهنش پر از شك و ترديد مي شود.

،فرد معتاد منتظر است تا بالاخره يك روز همه چيز بهتر شود، اما همچنان در حال آه و ناله است اكنون هر روز پورن برايش با ارزش تر مي شود. اتفاقي در حال رخ دادن است ولي در ناخودآگاه آنها. البته اين اتفاق واقعا مي افتد و اگر بتوانند تا مدتي بدون پورن دوام بياورند واقعا هيولاي كوچكشان از بين مي رود. با اين حال، همانطور كه قبلا ًگفته شد، دردهاي ناشي از ترك دوپامين و مواد افيوني به حدي خفيف است كه فرد حتي از آنها آگاه نيست. در اين زمان، بسياري از كاربران احساس مي كنند كه ديگر هرگز معتاد نخواهند شد و بنابراين براي اثبات آن، فقط يك نگاه كوچك به پورن مي اندازند و همان كافي است تا دوباره معتاد شوند. پس از رساندن دوپامين به بدن، اكنون صداي كوچكي در پشت ذهن آنها شنيده مي شود كه مي گويد: يكي ديگر مي خواهم. در اصل، آنها موفق به ترك شده بودند، اما دوباره خودشان با پاي خودشان به درون تله بازگشته اند.

براي مثال، در كودكي انيميشن تماشا مي كرديد و طبق علوم اعصاب، مسيرهاي عصبي را براي آنها ايجاد كرده ايد. اگر مي خواهيد كودكي را از تماشا كردن منصرف كنيد، با اين كه آن مسير ها هنوز وجود دارند، مطالعه كنيد و از بزرگسالان در مورد اينكه چرا ديگر دوست ندارند كارتون هاي مورد علاقه دوران كودكي شان را تماشا كنند، بپرسيد. اولا، سرگرمي هاي بهتري در دسترس است و دوما، كارتون ها ديگر براي آنها جذابيتي ندارد. با روش اراده شما فقط به كودك مي گوييد نبايد كارتون تماشا كند، اما با روش آسان، همچنين مطمئن مي شويد كه آنها هيچ ارزشي در آن نمي بينند. به نظرتان كدام روش بهتر است؟

كاربر معمولا ًبلافاصله سراغ كليپ بعدي نمي رود و با خود مي گويد:نمي خواهم دوباره گير بيفتم! و اجازه مي دهد تا يك دوره مناسب از ساعت ها، روز ها يا هفته ها بگذرد. سپس معتاد سابق مي تواند بگويد: خب، من گير نيفتادم، بنابراين مي توانم با خيال راحت يك پورن ديگر ببينم. آنها دوباره در همان تله اي افتاده اند كه براي اولين بار شروع كردند و در حال حاضر در سراشيبي بازگشت هستند.

معتاداني كه با استفاده از روش اراده، موفق مي شوند، مي دانند كه اين كار دشوار و طاقت فرسايي است. زيرا مشكل اصلي اعتياد، شستشوي مغزي است. مدت ها پس از مرگ اعتياد فيزيكي، كاربر همچنان در حال آه و ناله و غر زدن است. در نهايت، پس از زنده ماندن از اين شكنجه طولاني مدت، بالاخره متوجه مي شوند كه واقعا ديگر قرار نيست پورن ببينند و به همين سادگي تمام شده است، اينجاست كه ديگر آه و ناله هايشان تمام مي شود و بپذيرند كه زندگي بدون پورن ادامه دارد و لذت بخش تر نيز هست. در روش اراده، شكست ها به طور قابل توجهي بيشتر از پيروزي ها هستند، برخي از كساني كه موفق مي شوند زندگي خود را در حالتي مي گذرانند كه همواره آسيب پذير هستند، و مقدار مشخصي از شستشوي مغزي به آنها مي گويند كه پورن در واقع آنها را تقويت مي كند. اين توضيح مي دهد كه چرا بسياري از افرادي كه براي مدت طولاني ترك كرده اند، بعدا ًدوباره شروع مي كنند.

بسياري از معتادان سابق اين پورن گاه به گاه را به عنوان يك جايزه ي ويژه مي بينند. يا سعي مي كنند خودشان را متقاعد كنند كه چقدر قوي هستند و چقدر كنترل دارند. دقيقا ًهمين كار را نيز مي كند. اما به محض اينكه پورنشان تمام مي شود، دوپامين شروع به ترك مي كند و صداي كوچكي در پشت ذهن آن ها شروع مي شود به خواستن فقط يك پورن ديگر. اگر آنها تصميم به ديدن پورن بعدي بگيرند، به نظر مي رسد هنوز تحت كنترل است، هيچ شوك، تشديد يا چيز جديدي در پي ندارد، بنابراين آنها مي گويند: عجب! در حالي كه من واقعا ًاز آن لذت نمي برم، هنوز هم گير نيفتاده ام. بعد از كريسمس، اين تعطيلات، اين مناسبت، دوباره ترك خواهم كرد. آنها نمي دانند مغزشان همين الان هم دوباره به داخل تله بازگشته است.

اما ديگر خيلي دير شده است، همين الان نيز دوباره داخل تله هستند. تله اي كه انقدر تلاش كردند تا بالاخره بتوانند از آن بيرون بيايند و اكنون دوباره با پاي خودشان به آن برگشته اند.

همانطور كه قبلا ًگفته شد، لذت هيچ ربطي به پورنوگرافي ندارد. هرگز نيز نداشته است! بهش فكر كنيد. اگر به خاطر لذت تماشا مي كرديم، هيچ كس بيشتر از آن چيزي كه براي رسيدن به ارگاسم نياز داشت در سايت هاي پورن نمي ماند. ما فرض را بر اين مي گذاريم كه از پورن اينترنتي لذت مي بريم، زيرا نمي توانيم باور كنيم اگر از آن لذت نمي برديم چرا انقدر احمق بوديم كه معتاد آن شويم. اكثر افراد هيچ ايده اي در مورد محرك هاي فوق طبيعي، تازگي يا جست و جو گري ندارند و حتي پس از مطالعه در مورد آن، فكر نمي كنند كه استفاده از آنها به دليل سيم كشي مدار پاداش مغزشان باشد. نمي توانند باور كنند كه فقط غذا دادن به هيولاي كوچك است و هيچ ربطي به لذت ندارد. به همين دليل است كه بخش زيادي از جريان پورنوگرافي ناخودآگاه است، اگر شما از تغييرات عصبي آگاه بوديد و مجبور بوديد هزينه آن را در آينده توجيه كنيد، حتي توهم لذت هم از بين مي رفت.

وقتي سعي مي كنيم معايب پورن را از ذهن خود بيرون كنيم، احساس حماقت مي كنيم. از سوي ديگر اگر مجبور بوديم با آن روبرو شويم، غيرقابل تحمل مي شد! اگر يك معتاد را در حال پورن ديدن ببينيد، مي بينيد كه فقط زماني خوشحال مي شود كه حواسش نيست دارد پورن مي بيند. هنگامي كه آگاه مي شود، ديگر نه تنها خوشحال نيست بلكه عذاب وجدان هم دارد. پورن هيولاي كوچك را تغذيه مي كند، بنابراين با پاك كردن آن از بدن خود همراه با شستشوي مغزي يا همان هيولا بزرگ، ديگر نه نيازي به تماشاي پورن خواهيد داشت و نه تمايلي براي آن!